جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
193
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
تلاش در بالا رفتن از ديوار - 19 اكتبر - پيش از آنكه از جلو كلات دور شوم با سعى مجدد در صدد برآمدم كه نظرى به داخل آن بياندازم . در كتاب مك - گرگور خوانده بودم كه علاوهبر دروازهء ارغوان شاه و در بند نفت از راههاى ديگر هم ورود به كلات امكان دارد . در آب گرم شكارچىاى اظهار داشت كه يكى از آن راهها را خوب مىشناخته ، ولى از راهنمائى كردن ما بيم داشته و گفته بود برادرزادهاش آن كار را خواهد كرد و صبح براى اين منظور خواهد آمد . احتياجى به ذكر نيست كه اين برادرزاده نيامد و حضور من در آن حوالى به اين دليل و هم بواسطهء اتفاق شب پيش توليد سوءظن مىكرد . هنگامى كه در آن خانهء رعيتى با رمضانعلى و گرگورى دربارهء برنامهء بعدى سرگرم مذاكره بودم صداى خشوخش از بالاى سردر بام شنيدم معلوم شد كسى از كلات آمده بود و از لاى سوراخ بام به حرفهاى ما گوش مىداد . بارى چون كسى براى راهنمائى پيدا نشد تصميم گرفتم بدون راهنما اقدام كنم و در حين سوارى در جلگه متوجه شدم كه در ديوار جنوبى يك محل تورفتگى به شكل 7 هست كه نشان مىداد كه از سمت بيرون امكان داشت كه بر ديوار بالا رفت و هر مسافرى كه در آينده از آنجا بگذرد با توضيحى كه مىدهم آن نقطه را خواهد شناخت كه تقريبا در بين راه جلگه و آنجا واقع شده است . سه و نيم صبح بيدار شدم قاطرها را بار كرده بودند و همه از آبادى ايسورچا ساعت چهار و نيم صبح كه هوا سرد و تاريك بود خارج شديم . بساط چادر را از دربند جاور به وارده فرستادم و براى آخرينبار تنها به سمت جلگه تاختم و اسبم را در پايين تپهها رها و بالا رفتن از ديوار را شروع كردم با آنكه شيب خيلى تند بود پيش رفتن از دندانههاى سنگى ديوار زياد طول نكشيد و با آسانى به قسمت تحتانى آن سنگرگاه ناهموار رسيدم . در آنجا تختهسنگى را كه وضع طبيعى بندهاى آن سخت عمودى و موازى با قله است يكى از فاتحان كه حتما نادر شاه بوده طاقچههاى سنگى ساخت و در بين